![]() |
![]() |
|
|
براي فروغ ... ( فريدون فرخزاد ) ببين كه من چگونه به دنيا مي آيم از ابتداي جسم ببين كه من چگونه زمان را كه خطي محدود است در چشمهايم وسعت مي دهم ببين كه من چگونه خانه هاي پوسيده ي تكرار را پشت سر مي گذارم و به اصلي واصل مي شوم كه در انتهاي صميميت پرواز قرار دارد هوا ، هوا ، هواي تازه كه پيله هاي ملامت را به خود جذف مي كند و زير تاجهاي كاغذي خورشيد و جشن بادكنك ها پروانه ي نازا را بارور مي سازد ببين كه من چگونه مشوش به يگانه ترين پنجره ي انتها چشم مي دوزم و بيدار مي مانم كه ميوه ها برسند و كوك ساعتها برسند و زندگ در به صدا در آيد شايد تقاطع دو خط يا مبادله ي يك نگاه آن نقطه رسيده باشد آن نقطه اي كه من ، ميان كوچه هاي شبدر وحشي آواز نا تمام ترا كشف مي كنم و برگ هاي سستي انگشتانم را به شاخه هاي تناورت پيوند مي زنم كه سبز سخت شوم درخت شوم . گرد آورند ه شعر ..................................شيواااا . آذر 1384 |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 2:33 توسط شيوااااااا |
|
|
صفحه نخست www.tpn126@yahoo.com وبلاگ اصلي من : www.mahich.blogfa.com |
| درباره وبلاگ |
صفحه اصلي اين بلاگ ....> www.mahich.blogfa.com مي باشد كه بعضي از مطالب آن بلاگ به اين صفحه پيوند داده شده است . و به عنوان يك دفترچه كوچك يادداشت پيوندي عمل مي كند . ممنونم شيوااااااا ماهيچ
|
|
RSS
|