![]() |
![]() |
|
|
دوست ... ( سهراب سپهري ) بزرگ بود و از اهالي امروز بود و با تمام افق هاي باز نسبت داشت و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد صداش به شكل حزن پريشاني واقعيت بود و پلك هاش مسير نبض عناصر را به ما نشان داد و دستهاش هواي صاف سخاوت را ورق زد و مهرباني را به سمت ما كوچاند. به شكل خلوت خود بود و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را براي آينه تفسير كرد و او به شيوه ي باران پر از طراوت تكرار بود و او به سبك درخت ميان عافيت نور منتشر مي شد هميشه كودكي باد را صدا مي كرد هميشه رشته ي صحبت را به چفت آب گره مي زد براي ما ، يك شب سجود سبز محبت را چنان صريح ادا كرد كه ما به عاطفه ي سطح خاك دست كشيديم و مثل لهجه ي يك سطل آب تازه شديم و بارها ديديم كه با چقدر سبد براي چيدن يك خوشه ي بشارت رفت ولي نشد كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند و رفت تا لب هيچ و پشت حوصله ي نور ها دراز كشيد و هيچ فكر نكرد كه ما ميان پريشاني تلفظ در ها براي خوردن يك سيب چقدر تنها مانديم. گرد آورند ه شعر ..................................شيواااا . آذر 1384 |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 2:36 توسط شيوااااااا |
|
|
صفحه نخست www.tpn126@yahoo.com وبلاگ اصلي من : www.mahich.blogfa.com |
| درباره وبلاگ |
صفحه اصلي اين بلاگ ....> www.mahich.blogfa.com مي باشد كه بعضي از مطالب آن بلاگ به اين صفحه پيوند داده شده است . و به عنوان يك دفترچه كوچك يادداشت پيوندي عمل مي كند . ممنونم شيوااااااا ماهيچ
|
|
RSS
|